تبلیغات
پنجره زیباست اگر بگذارند... - تحقیق درس پرورشی (تفسیر سوره روم)

پنجره زیباست اگر بگذارند...

اینجا ایران....

                 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید 

 سوره الروم (۳۰): آیات ۲۱ تا ۲۵]

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ (۲۱) وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ (۲۲) وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (۲۳) وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (۲۴) وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ (۲۵)

ترجمه:

و از آیت‏هاى او است كه آفرید برایتان از نوع شما جفت‏هایى تا بیارمید بدانان و قرار داد ما بین شما دوستى و مهربانى البته در این كار نشانه‏هایى (از خدا- شناسى) براى گروه اندیشمندان است. و از آیت‏هاى او آفرینش آسمانها و زمین و گوناگونى زبانها و رنگهاى شما (بر اساس محیط زیست) بوده البته در این كار نشانه- هاى (خدا شناسى) براى دانایان است. و از آیت‏هاى او خوابیدن شما در شب و روز و تهیه روزى و معیشت شما از فضل او بوده كه البته در این نشانه‏هاى (خدا شناسى) براى گروه شنوندگان است. و از آیت‏هاى او اینكه مى‏نماید بشما برق را بیمى و امیدى و میفرستد از آسمان آبى را كه زنده سازد بدان زمین را پس از مردنش البته در این نشانه‏هایى براى گروه با خردان است. و از آیت‏هاى او آنكه بپا بایستد آسمان و زمین بامر او سپس هنگامى كه بخواند شما را كه خواندن از زمین (و قبر) است در آن گاه بیرون بیائید.

             تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید

سوره الروم (۳۰): آیات ۲۱ تا ۲۵]

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ (۲۱) وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ (۲۲) وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (۲۳) وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (۲۴) وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ (۲۵)

ترجمه:

و از آیت‏هاى او است كه آفرید برایتان از نوع شما جفت‏هایى تا بیارمید بدانان و قرار داد ما بین شما دوستى و مهربانى البته در این كار نشانه‏هایى (از خدا- شناسى) براى گروه اندیشمندان است. و از آیت‏هاى او آفرینش آسمانها و زمین و گوناگونى زبانها و رنگهاى شما (بر اساس محیط زیست) بوده البته در این كار نشانه- هاى (خدا شناسى) براى دانایان است. و از آیت‏هاى او خوابیدن شما در شب و روز و تهیه روزى و معیشت شما از فضل او بوده كه البته در این نشانه‏هاى (خدا شناسى) براى گروه شنوندگان است. و از آیت‏هاى او اینكه مى‏نماید بشما برق را بیمى و امیدى و میفرستد از آسمان آبى را كه زنده سازد بدان زمین را پس از مردنش البته در این نشانه‏هایى براى گروه با خردان است. و از آیت‏هاى او آنكه بپا بایستد آسمان و زمین بامر او سپس هنگامى كه بخواند شما را كه خواندن از زمین (و قبر) است در آن گاه بیرون بیائید.

قرائت:

للعالمین: «حفص» لام آخرین او را بكسر و دیگران با فتحه قرائت نموده‏اند.

دلیل:

«ابو على» گوید كه دلیل «حفص» در كسره لام و اختصاص آیه به عالم و دانشمندان از آن نظر است كه دانشمند وقتى در خلقت آسمان‏ها و زمین و اختلاف زبانها نظر افكنده با همین مشاهدات براى خداشناسى استدلالى كند كه از قدرت جاهل خارج است، ولى دیگران كه با فتحه خوانده‏اند چون این نشانه در حقیقت براى تمامى جهانیان و انسانها است تا از این راه بخدا شناسى برسند، اگرچه از آن غفلت ورزند.

اعراب:

وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیكُمُ الْبَرْقَ: در آن چند قول است:

الف: تقدیر (ان) و در اصل «ان یریكم البرق» بوده و چون (ان) حذف شد فعل مرفوع گردید.

«طرفه» گوید:

الا اى هذا الزاجرى احضر الوغى             و ان اشهد اللذات هل انت مخلدى‏

آگاه باش ایكه منع مى‏نمایى مرا از حضور در میدان جنگ و امر میكنى برسیدن لذتهاى زندگى، آیا تو میتوانى ضمانت كنى كه مرا در دنیا تا ابد نگهدارى یا خیر.

و مقصود اینست كه در اصل (ان احضر) بوده و (ان) حذف گردیده و فعل برفع خوانده شده است. در مثل گویند «اسم معیدى را بشنوى بهتر از آنست كه تا او را ببینى» ب: تقدیر (آیة) است و در اصل «من آیاته آیة یریكم البرق» بوده اما چون در كلام دلالت بود او حذف گردید.

ابن مقبل گوید:

و ما الدهر الا تارتان فمنهما             اموت و اخرى ابتغى العیش اكدح‏

در جهان جز دو مرحله بیش نیست یا مى‏میرم و یا خوش گذرانى نموده و كوشش كنم در آن.

ج: یك جمله با تقدیر (واو) فرض كنیم و جمله بعد را مستقل بدانیم و در اصل «و یریكم البرق خوفا و طمعا، و من آیاته ...» كه عطف جمله بر جمله خواهد بود و «خَوْفاً وَ طَمَعاً» مفعول له با تقدیر لام میباشند.

ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ: جار و مجرور متعلق بمحذوف ایكه حال براى «كم» بوده، میباشد و تقدیر «اذا دعاكم خارجین من الارض» است و ممكن است محذوف صفة «دعوة» بوده، و تقدیر «دعوة ثابتة من الارض» باشد.

پس جار به «یخرجون» متعلق نبوده چون ما بعد «اذا» در ما قبلش عمل نكند.

مقصود:

بدنبال آیات قبل در باره آگاهى بندگان به خداشناسى، چنین فرمود:

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً: و از آیت‏هاى پروردگار آنكه قرار داده برایتان از نوع شكل و جنس شما جفتها (زنها) یى و این خود منتى است زیرا بگفته «ابى مسلم» انسان بهم شكل خود گرایش بیشترى دارد. اما «قتاده» گفته مقصود آنكه «حوا» را از استخوان پهلوى «آدم» گرفتیم و سپس خلق نمودیم، ولى بعضى گفته‏اند كه اصولا جنس زن از نطفه مرد گرفته شد و معنى آیه اینست.

لِتَسْكُنُوا إِلَیْها: تا بسوى آنان و در آغوششان بآسایش و آرامش بوده و بیكدیگر انس بگیرید.

وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً: و قرار داده بینتان دوستى و مهربانى و مقصود بین زن و شوهر است كه آن چنان بهم دوستى و مهر مى‏ورزند كه هر یك دومى را بیش از هر چیز دوست میدارد و «سدى» گوید محبت و رحمة همان مهربانى و شفقت است.

إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ: البته در این خلقت زنان هم شكل مردان دلالت روشنى براى ملت متفكر بوده- تا بدان وسیله خداوند و خالق موجودات را بشناسند-.

وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ: و از جمله نشانه‏هاى توحید پروردگار خلقت آسمانها و زمین و آنچه را كه در بین آنها از عجائب مخلوقات است میباشد مانند ستارگان درخشان و آفتاب و ماه و حركت آنها بر اصول و نظام معین و آنچه از عجائب كه روى زمین بوده از انواع جماد و نبات و حیوان همه دلیل بر توحید پروردگار است.

وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ: گوناگونى زبانها «السنه» جمع لسان و بمعنى زبانها میباشد و مراد از اختلاف زبانها اینست كه خداوند آنها را از نظر شكل و اندازه و تركیب بنحوى آفریده كه نغمه‏ها و صداهاى گوناگونى دارند تا آنجا كه صداى دو برادر بیكدیگر مشتبه نمى‏گردد، و نیز گفته شده مراد اختلاف در لهجه‏ها و لغات است مانند- عربى، فارسى، تركى- و نحو آن، و هیچ یك از نوع حیوانات باندازه نوع انسانى متفاوت سخن نمیگویند. پس اگر این لغات توقیفى- از طرف پروردگار- باشد پس او از ابتداء چنین كرده است، و اگر از طرف بندگان باشد نیز او اسبابش را فراهم نموده.

وَ أَلْوانِكُمْ: و رنگهایتان را نیز مختلف خلق نموده لذا ملتى سفید پوست و ملت دیگر زرد و سومى برنگ سفید تیره و دیگر اقوام و ملل كه هر یك بر اساس نظام خلقت برنگى خلق شده‏اند و این از نشانه‏هاى خلقت بدیع پروردگار و از عجائب قدرت و حكمت او میباشد تا جایى كه با آن همه كثرت افراد انسانها حتى دو نفر از یك آب و خاك بشكل هم نمى‏باشند.

إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ: البته در این خلقت نشانه‏ها و دلیل‏هاى روشنى براى تمامى مردم خواهد بود.

وَ مِنْ آیاتِهِ: و باز از دلائل بر توحید پروردگار و لزوم اخلاص عباد نسبت باو.

مَنامُكُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ: خوابیدنتان در شب و روز و فعالیت و كار و كوشش براى روزى در روز كه از فضل پروردگار میباشد، در اینجا بعضى گفته‏اند شب و روز هر دو زمان خواب و كار است زیرا برخى از مردم بشب مشغول كار و در روز استراحت مینمایند و برخى بعكس‏اند، و حقیقتاً خواب از نشانه‏هاى عجیب قدرت پروردگار است تا بدن انرژیهاى از دست رفته را تجدید كرده و براى كار دیگر باره آماده شوند.

إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ: البته در آن نشانه‏هایى براى ملت شنوا است تا بپذیرند و در باره‏اش تفكر كنند زیرا بى آنكه فكر كنند بهرمند نشده و گویا مطلبى نشنیده‏اند.

وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً: از نشانهاى او آنكه مى‏نمایاند برق (آتش) ایكه از برخورد ابرها پدیدار و بالنتیجه مسافرى كه عزم سفر دارد- از ریزش باران و توفان- بترسد و آنكه در شهر و آبادى خود مقیم است خوشحال است، البته این تفسیر از «قتاده» بوده اما «ضحاك» گوید یعنى ترس از صاعقه سوزان دارند و از طرفى امیدوار ریزش باران، و در مقابل قول سومى است و او از «ابى مسلم» نقل شده كه میترسند از آنكه ابر بگذرد و باران نبارد و از طرفى دیگر امیدوارند.

وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها: و میفرستد از آسمان آب را تا زنده كند بوسیله او زمین را بعد مرگش- كه همچون مرده خشك شده و با ریزش باران تر و تازه میگردد و بستانها و اشجار بر پشت آن تربیت میشوند-.

إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ: البته در این كار نشانه‏هایى براى ملتى است كه مى‏اندیشند.

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ: و از نشانه‏هاى- قدرت و توحید- او آنكه آسمان و زمین- بروى پاى خود- بامر پروردگار ایستاده بدون آنكه ستونى داشته و روى آن مستقر شود، فقط با امر خداوند هستى است چنان كه در آیه شریفه گوید «إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْ‏ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ» اما بعضى دیگر گفته‏اند كه با امساك خداوند آسمانها و زمین نگه داشته شده زیرا تمام افعال پروردگار با لفظ امر اداء شده و باو نسبت داده میشود زیرا این لغت ابلغ در اقتدار است زیرا لغت «اراده و امر كرد پس شد» بلیغ‏تر از «انجام داد پس شد» میباشد.

«تقوم» قیام بمعنى ثبات و استوارى است.

ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ: سپس هنگامى كه بخواند شما را خواندنى كه از زمین یعنى از قبر خارج شوید و بیرون آئید.

«ابن عباس» گوید خداوند به اسرافیل امر كند تا صور بدمد بعد از صور اول پس تمام ملل از قبرهاى خود سر بیرون میآورند و خارج میگردند.

إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ: در آن هنگام شما از زمین و قبرهاى خود زنده شده بیرون مى‏آیید.

گفته شده كه مقصود از نفخ صور (دمیدن در صور) دعوت پروردگار براى حشر قیامت است زیرا اسرافیل- با صداى بلند- گوید دعوت پروردگار را بپذیرید «أَجِیبُوا داعِیَ اللَّهِ» و بعضى دیگر گفته‏اند كه مقصود آنست كه شما را از قبرها خارج كند بعد از آنكه مردگانى در قبر بودید و از این مطلب تعبیر به «دعوت پروردگار» شده زیرا او بمنزله دعوت و بمنزله «كُنْ فَیَكُونُ» است بس كه سریع انجام میشود و براى هیچكس امكان تمرد نیست.

باید دانست كه خداوند از آنچه گفته شد بدان منظور یادآورى فرموده تا انسانها بدانند كه او قادر قاهرى است كه ذره‏اى از عوالم طبیعت از سیطره قدرت و دید او خارج نخواهد بود.

و این آیات دلالت دارد بر فساد و تباهى سخن كسانى كه میگویند معارف دینى ضرورى و روشن است زیرا بر مطلب روشن و ضرورى استدلال نمیشود.

[سوره الروم (۳۰): آیات ۲۶ تا ۳۰]

وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ (۲۶) وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى‏ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ (۲۷) ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلاً مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِی ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِیهِ سَواءٌ تَخافُونَهُمْ كَخِیفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (۲۸) بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ فَمَنْ یَهْدِی مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ (۲۹) فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ (۳۰)

ترجمه:

و از براى او است آنكه در آسمانها و زمین بوده همگان براى او مطیع‏اند. و او كسى است كه آغاز آفرینش كرده سپس باز میگرداندش و آن (باز گردانیدن) برایش آسانتر است و براى او مثل برترى در آسمانها و زمین بوده (یعنى خداوند موصوف بصفات برجسته در آسمانها و زمین بوده) و او غالب و درست كردار است. مثلى زده براى شما از خودتان (و آن اینكه) آیا براى شما از آنچه مالك شده دستهایتان (از غلامان و كنیزان) شریكهایى هستند در آنچه روزیتان دادیم پس شما (و ایشان) در آن برابرید از آنها (در این شركت) مى‏ترسید مانند ترسیدن از خویشتن اینگونه تفصیل میدهیم آیت‏ها را براى گروهى كه بخرد یابند. بلكه آنان كه ستم نمودند پیروى هوسهاى خویش نموده بى آنكه بدانند پس چه كسى راهنمایى كند كسى را كه خدا گمراه ساخت (زیرا او خود نخواست تا از هدایت خدا بهره گیرد) و نخواهد بود براى ایشان یاورانى. پس استوار گردان عزم خود را براى دین، ثابت باش، آفرینش خداست كه سرشت مردم را بر آن نهاده، نباشد دگرگونى براى آفرینش خدا، اینست دین استوار و لیكن بیشترین مردم نمیدانند.

اعراب:

هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ: «لكم» جار و مجرور در محل رفع و خبر براى مبتدا «من شركاء» میباشد و «من» زایده بوده و «مِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ» متعلق بچیزى است كه (لكم) باو تعلق گرفته و ممكن است متعلق به محذوف بوده و بنا بر حالیت منصوب باشد و عامل در حال همان متعلق لام است.

فَأَنْتُمْ فِیهِ سَواءٌ: جمله در محل نصب و جواب از جمله «هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ» بوده و در تقدیر «فتستووا» خواهد بود.

تخافونهم: یعنى میترسید كه آنان- كنیزان و غلامان با شما برابر شوند مانند آنكه میترسید بعضى از شما با بعض دیگر- در مال- برابر شوید.

حنیفا: منصوب و حال است.

فِطْرَتَ اللَّهِ: منصوب است بمعناى آنكه متابعت فطرة پروردگار كن زیرا معنى این آیه- كه شرحش بعداً خواهد آمد- چنین است «استوار گردان عزم خود را براى دینى كه پادار بوده و تابع آن باش، بنا بر این (فطرة) در معنى بدل از (وجهك) خواهد بود.

مقصود:

پس از پایان آیات داله بر توحید، چنین میفرماید:

وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ: و براى او است آنكه در آسمانها و زمین بوده از صاحبان عقل كه او مالك و متصرف همه آنان است و از اینكه فقط از عقلاء یاد كرده براى آنكه وقتى صاحبان عقل چون انسانها در حكومت پروردگار باشند غیر آنان از حیوان و نبات و جماد مسلم محكوم او خواهند بود زیرا آنها در حكم پیروان انسانند، لذا در آخر بطور جمع از همه چنین اخبار فرمود:

كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ: همگان مطیع اویند چه در حیات و مرگ و چه در قیامت اگر چه گناهكار بوده باشند و این تفسیر از «ابن عباس» نقل شده.

وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ: و آن خداوند كسى است كه زنده كند بنا بر این در این آیه خداوند خواسته آفرینش این جهان را دلیل براى آفرینش جهان آخرت قرار داده و باصطلاح شاهد را دلیل غایب گرداند.

وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ: و آن اعاده بر خداوند آسانتر است. گفته شده چند معنى در اینجا متصور است:

الف: اعاده مخلوقات در قیامت بر خدا آسان است. نظیر قولش كه فرموده «اللَّه اكبر» و در معنى «اللَّه كبیر» است:

و نظیر كلام شاعر كه میگوید:

لعمرك ما ادرى و انى لاوجل             على اینا تغدو المنیة اول‏

بجان تو قسم نمى‏دانم- در آینده چه خواهد شد- ولى میترسم كه مرگ بسوى كدام یك از ما زودتر رسیده و هنوز كارى نكرده باشیم. و در این شعر (اوجل) گفته شده و مقصود (وجل) بمعنى ترسان است.

فرزدق در شعر خود گوید:

ان الذى سمك السماء بنى لنا             بیتاً دعائمه اعز و اطول‏

آن كسى كه بلند نموده و بنا كرده آسمان با آن عظمت را، براى ما خانه‏اى ساخته كه ستونهایش محكم و بلند است. در اینجا نیز «اعز و اطول» بمعنى «عزیز و طویل» استعمال شده است.

شاعر دیگرى گوید:

تمنى رجال ان اموت و ان امت             فتلك سبیل لست فیها باوحد

مردم خواستار مرگ من هستند و حال آنكه اگر بمیرم این راهى نیست كه من در او تنها قدم بگذارم. در اینجا نیز «اوحد» گفته و مقصودش «واحد» است.

ب: اعاده چیزى در متعارف مردم معمولا آسانتر از ابداء او است و گویا گفته شما كه اصل خلقت (انسان) را اقرار دارید كه از خداوند بوده پس چگونه اعاده آن را پس از مرگ انكار میكنید با اینكه اصل خلقت از اعاده سخت‏تر است.

ج: اعاده و حیات بعد از مرگ براى مخلوقات آسانتر از ابتداء خلقت آنها است زیرا در اعاده خداوند گوید «كُنْ فَیَكُونُ» چنین بوده باش پس خواهد شد بخلاف ابتداء كه اول باید علقه شود سپس مضغه و سپس عظام و بعد گوشت روئیده شود سپس روح دمیده شود و تا این مراحل در رحم مادر نگذرد هرگز فرزند بدنیا نخواهد آمد و بر این تفسیر، نحویین رأى داده و «ابن عباس» نیز آن را پذیرفته است و تفسیر اول كه از «مجاهد» هم نقل شده مورد توجه نخواهد بود زیرا صحیح نیست كه خلقت موجودى براى خداوند آسانتر از موجود دیگر باشد.

وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى‏ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ: و صفات برترى در آسمانها و زمین فقط براى خداوند بوده زیرا او خداوندى واحد و بدون شریك در تمام ازمنه بوده است. این تفسیر از «قتاده» نقل شده ولى «ابن عباس» گوید: یعنى براى او شریك نباشد در آسمانها و زمین و اما دیگران گفته‏اند كه مقصود یعنى تمام صفات كمال و جمال و جلال و اسماء حسنى كه نشاندهنده‏ى تعظیم پروردگار است مثل قاهر و اله همگى براى خدا خواهد بود.

وَ هُوَ الْعَزِیزُ: او غالب در مملكت خویش بوده.

الْحَكِیمُ: درست كردار در خلقت میباشد كه با نظامى عالمانه و دقیق آن را آفریده است.

سپس خداوند به بت پرستان گوید:

ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ: مثلى براى شما مشركین بیان كرده تا وضع شما را تشبیه به آن كند.

هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ: آیا براى شما است از غلامان و كنیزان كه مالك آنها هستید.

مِنْ شُرَكاءَ فِی ما رَزَقْناكُمْ: شریكان در روزى شمایند و با شما شریك در اموال و املاكتان هستند.

فَأَنْتُمْ فِیهِ سَواءٌ: پس شما و ایشان در بهره بردارى آن برابرید.

تَخافُونَهُمْ: میترسید آنان در اموالى كه بارث بشما رسیده شركت نمایند.

كَخِیفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ: همانند ترسى كه شما از شركاء آزاده خودتان دارید، تا مبادا با شما شریك شده یا مالى منحصر بشریك گردد چنان كه این ترس بین وارث میت بسیار دیده میشود.

و خلاصه معنى آیه چنین شد كه شما به مملوكین خود از غلامان و كنیزان اجازه نمیدهید كه شریك در اموالتان گردند پس چگونه بخود اجازه میدهید كه براى خداوند هستى كه خالق تمام جهانیان است بت را شریك او گردانید.

«سعید بن جبیر» گوید: این آیه اشاره به تلبیه كفار قریش است كه در (تلبیه حج) میگفتند «اللهم لبیك، لا شریك لك، الا شریكاً هو لك، تملكه و ما ملك» كه براى خداوند بت‏ها را شریك مى‏دانستند لذا بمنظور بطلان اعتقاد آنان آیه مذكور نازل شد.

كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ: اینگونه- با بیان مثل‏ها- توضیح میدهیم دلائل توحید پروردگار را.

لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ: براى ملتى كه میاندیشند.

سپس خداوند وضع مشركین را كه تابع هواهاى نفسانى شده و خود را سرگرم بت‏ها نموده‏اند، تذكر داده است.

بَلِ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ: بلكه افرادى كه ظلم بنفسهاى خویش نموده و بخداوند هستى شرك ورزیدند، متابعت از هواهاى نفس خود نموده‏اند.

بِغَیْرِ عِلْمٍ: بى آنكه بدانند دستورى از خداوند آمده باشد.

فَمَنْ یَهْدِی مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ: پس كیست كه ببهشت و پاداش آخرت هدایت كند كسى را كه خدا او را- بر اثر انحرافات عمل خودش- از آن همه ثواب گمراه نموده و دور داشته است و این تفسیر از «جبائى» نقل شده و بعضى مقصود را چنین شرح داده‏اند كه كسى كه خود را از خداوند منحرف نموده و دور داشته است با آن همه دلائل روشن بر توحید پروردگار، پس این شخص را چه كسى میتواند هدایت كند. و در اینجا «اضل» بمعنى «ضل» آمده است نظیر كلام شاعر كه میگوید:

هبونى امرءاً منكم اضل بعیره             له ذمة ان الذمام كثیر

ببخشید بمن مردى را كه شترش گم شده و دیوانه‏وار در جستجوى او است و بدوش او مسئولیت حفظ شتر افتاده اگر اشتباهى كرده او را بمن ببخشید البته مسئولیت‏ها بسیار است. در اینجا (اضل) گفته و مقصود (ضل) بمعنى گم شدن است.

وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ: و نیست براى آنان یارانى تا یارى كند و عذاب خدا را از ایشان دور بدارد.

سپس خداوند بپیامبر (ص) خطاب فرموده و مقصودش تمام مكلفین‏اند.

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ: پس استوار گردان تصمیم اعتقاد خود را براى دین (ایمان بخدا) و مقصود استقامت و استوارى در آن است ولى از سعید بن جبیر نقل شده كه گفت:

یعنى دین خود را خالص بدار و بعضى دیگر گفته‏اند: مقصود اینكه عمل خویش را براى خداوند استوار بدار. زیرا وجه بمعناى چیزیست كه انسان باو توجه میكند و عمل انسان و دین او از چیزهاییست كه انسان براى بپا داشتن و استحكامش باو توجه دارد.

حَنِیفاً: مائل بهمان یگانه پرستى و توحید پروردگار باش.

فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها: خلقت و خواسته خداوند دین و اسلام و یكتا پرستى است كه جهانیان را بر اساس آن خلق فرموده تا بسوى او رفته و خدا- پرست باشند چنان كه در آیه شریفه گوید «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» و پیامبر اسلام (ص) فرمود «هر فرزندى در اصل خلقت بر اساس یكتا پرستى خلق شده و اگر آن را بحال خود بگذارند مسلمان و ایمان بخدا خواهد داشت- و تنها ریشه خانواده از پدر و مادر است كه او را بمسلك یهود یا مسیحى یا مجوس مى‏كشاند.

و از ابى مسلم نقل شده كه معناى آیه اینست: پیروى كن از دین بآنچه «فطرت خدا» ترا باو راهنمایى میكند، زیرا خداوند موجودات را بنحوى آفریده و تركیب و صورت بندى نموده كه بر وجود صانعى توانا و دانا وحى و قیوم و قدیم و یگانه‏اى كه بهیچ چیز شبیه نبوده و چیزى همانند او نیست، دلالت دارد.

لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ: تغییرى در خلقت پروردگار نبوده و آنچه را اراده فرموده از توحید و عدل و خلوص عبادت براى پروردگار جهان همان خواهد شد چنان كه از «ضحاك و مجاهد و قتاده و سعید بن جبیر و ابراهیم و ابن زید» نقل شده و گفته‏اند كه بنا بر این (لا) بمعنى نهى بوده یعنى شما نباید جامعه را از مسیر اولى اصلى خود كه خدا پرستى است بسوى شرك منحرف سازید. از ابن عباس و عكرمه نقل شده كه مراد منع از أخته نمودن غلامان است. و از ابى مسلم روایت شده كه مقصود از فطرت نظام خلقت است كه تمام موجودات و صنایع حكیمانه پروردگار دلالت بر توحید او نموده و احدى جلو این فطرت را نتواند بگیرد.

ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ: و آن خدا پرستى تنها دین استوار و مستقیمى است كه واجب الاتباع میباشد.

وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ: لكن بیشتر مردم آگاهى بآن نداشته و بصحت آن معترف نمى‏باشند زیرا در آن فكر نكرده و چشم پوشى نموده‏اند

 





طبقه بندی: تحقیق آماده واسه دوستان،

[ چهارشنبه 5 آبان 1389 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ علی چمنی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه